جنایت و مکافات
غروب گرم یکی از روزهای اول ژوئیه جوانی از اتاق کوچک خود که آن را از ساکنان پس کوچه ی «س.» اجاره کرده بود، به کوچه گام نهاد و آهسته با حالتی تردیدآمیز به سوی پل «ک.» روان شد.
جنایت و مکافات /داستا یوفسکی /مهری آهی /نشر خوارزمی
پی نوشت :
در بازخوانی لذت هست، به وِیژه اگر نگاهت به دنیا زمین تا آسمان عوض شده باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت 0:18 توسط مرجان
|