رمز زیبایی و هنر

موسیقی ، حالات وجد ، اساطیر ، چهره های شکسته از زمان ، بعضی از شفق ها و بعضی از جاها ، می خواهند چیزی به ما بگویند یا چیزی به ما گفته اند ، که هرگز نمی بایست آن را فراموش کرده باشیم ، یا در شرف آنند که چیزی به ما بگویند . این حالت قریب الوقوع کشفی که هرگز رخ نخواهد نمود شاید همان رمز زیبایی و هنر باشد .

دیوار چین و کتاب ها نوشته ی خورخه لوئیس بورخس با ترجمه ی احمد میراعلائی


ببین که چه می گوید

خیلی وقت ها ذهنم درگیر چیزی می شود که فکر می کنم بعد از وقایع انتخابات شدیدتر هم شد . مثلا این که فلان نویسنده با جهت گیری خاص سیاسی اش که نه تنها با اعتقادات من که با حقوق بشر و اصول دیگری از این قبیل مخالف است را باید تحریم نمود یا می بایست هم چنان آثارش را خواند و حساب خودش و اثرش را جدا نگه داشت .

                  

به گمانم بهتر این باشد که حساب را بر این بگذارم که نویسنده ی خوب بودن ، شاعر خوب بودن ، نقاش خوب بودن یا هر چیز خوب بودن دیگر معنی اش این نیست که فرد مورد نظر در همه چیز خوب عمل می کند حتی اگر یک هنرمند در اثر خود چیزی بیافریند که با رفتار و عملش در تضاد باشد ...

" آنان که آثار نبوغ آمیزی می آفرینند کسانی نیستند که در فرهیخته ترین محیط ها زندگی می کنند ، و از درخشان ترین گفتگوها برخوردارند ، و دارای گسترده ترین فرهنگ اند ، بل کسانی که توانسته اند یکباره از زندگی کردن برای خودشان دست بردارند و شخصیت شان را به صورت آینه ئی درآورند ، به گونه ئی که زندگی شان ، هر چه قدر هم که می توانست از نظر اجتماعی و حتی به تعبیری ، از نظر فکری ، پیش پا افتاده باشد ، در آینه بازبتاید ، په نبوغ در توانائی بازتابانیدن نهفته است و نه در کیفیت ذاتی نمایشی که بازتابانیده می شود .  "

در جستجوی زمان از دست رفته نوشته ی مارسل پروست با ترجمه ی مهدی سحابی

هنرمند می تواند در ستایش "انسانیت" آثار خوبی از خود بجا بگذارد ولی در زندگی شخصی اش انسانیت به یک کلمه در آثارش تقلیل یافته باشد اما این دلیل خوبی برای لذت نبرد از اثرش ، توجه و بررسی آن نیست . هنرمند می تواند همان طور که پروست می گوید بازتاباننده ی خوبی باشد از واقعیت موجود ، از آن چه که باید باشد و حتی از چیزهائی که هنرمند حتی نمی داند چیست اما وجود دارد و آن را می تاباند ...

پی نوشت :

عنوان کامل این پست همان سخن قدیمی امام علی می باشد : " نبین که می گوید ، ببین چه می گوید "

معنی زیبائی

جمله ئی که ما معمولا برای توضیح حقیقت اصلی به کار می بریم : " اثر او زیباست " ، جمله ئی گمراه کننده است . این جمله چنین ایجاب می کند که هنرمند زیبائی را در جائی که وجود خارجی نداشته از خود آفریده است ؛ و حال آن که در واقع کار هنرمند این بوده که گوشه ی نقاب حایل را به یکسو زند و زیبائی را جلوه گر سازد. هنرمند به همان نحو نمی تواند زیبائی را بیافریند که دانشمند حقیقت را . دانشمند روابط عالم هستی را اندازه گیری می کند . هنرمند این روابط را حدس می زند و آن ها را از نو با صورتی روشن به بیان می آورد. هر دو آن ها در پی "ادراک" جهان اند ؛ یکی از راه عقل ، دیگری به مدد عاطفه . حاصل استخراج دانشمند "حقیقت" خوانده می شود ، و از آن هنرمند "زیبائی"...

            

معنی زیبائی نوشته ی اریک نیوتن --- ترجمه ی پرویز مرزبان