اعجوبه های عزیز
کنارش که بنشینی آه می کشد که دولت ما را خفه کرده ، ماها را سرکوب می کند ، زن ها را می خواهد ندید بگیرد ، جامعه پر شده از تحلیل گر ِ زپرتی ! که همه شان بی تخصص فقط زر می زنند ، دروغگویی حکومتی ها خسته اش کرده ، نفرین می کندشان ، آرزوی دموکراسی فلان جاهای دنیا را دارد ، می گوید این دخترها حق شان نیست بابت انتخاب لباس و حجاب اجباری تو دهنی بخورند ، می گوید دلش زن/شوهر امروزی می خواهد ! می نالد از مرزهای مسخره ی مابین زن و مرد . صحبت ها و سوتی های امروز ِ روزنامه ها را درجا توی فیس بوکش شیر می کند ، دولت را لایق نمی داند و خودش را نقاد آن می داند...
از آن طرف اگر یک زن چادری ببیند هرچه تحقیر و توهین بلد است زیرزیرکی نثارش می کند ، انگار که زن ِ چادری زیر چادرش دارد عامل بدبختی جامعه و او را قایم می کند ، دسته ی عزاداری اگر صدایش بلند شود خریت ِ بی حد آدم های توی این هیئت برایش یک علامت سوال گنده ی درک نشدنی می شود ، اگر کسی خارج از شناسنامه تعهد بداند احمق جلوه می کند برایش ، زن باکره می خواهد ، مرد ِ نفقه بده می خواهد ، آماده است پشت روابطی که مشکوک است یک دل سیر پای منبر برود ، ذوق می کند با رجال سیاسی که نقادشان بود عکس بیندازد و از ارتباطش با آن ها چیزهایی بگوید ، آماده است تحلیل آبکی به ناف خودش و بقیه ببندد ، خوشش می آید فقط حرف بزند ! نمی فهمد که با این ادعاهای تمام نشدنی اش دارد ماتحت فلک را پاره می کند !
یکی نیست بگوید : خفه شو ...
فایده یی هم مگر دارد ؟ دور و برمان کم نیستند از این اعجوبه ها ! که همین جور که عقده پیدا کرده اند به مذهب بپرند ، آرزوی دموکراسی می کنند ، حسرت ِ روابط آزاد دارند و توی عقده هاشان اتهام می بندند به این و آن ، یاد گرفته اند حقوق بشر و حقوق زنان را توی بوق و کرنا کنند اما کم نیستند کسانی که حقوق شان به دست همین حامیان لگدمال شده ...

زر زرو/هایان عزیز ، لطفا کمی تمرین دموکراسی کنید اگر خواهانید ، آدم های متفاوت از شما حیوان نیستند ، زنان اسباب بازی شما نیستند ، روابط دیگران به شما ربطی ندارد ... تو هم در زندگیت ممکن است اشتباه کرده باشی ، روابط نابجا داشته باشی ، دیگران را آزرده باشی ... دولتی که بر پایه ی شما ساخته شود از این که هست بدتر است ... کمی هم خودتان را ... کمی هم خودتان را نگاه کنید ...
از آن طرف اگر یک زن چادری ببیند هرچه تحقیر و توهین بلد است زیرزیرکی نثارش می کند ، انگار که زن ِ چادری زیر چادرش دارد عامل بدبختی جامعه و او را قایم می کند ، دسته ی عزاداری اگر صدایش بلند شود خریت ِ بی حد آدم های توی این هیئت برایش یک علامت سوال گنده ی درک نشدنی می شود ، اگر کسی خارج از شناسنامه تعهد بداند احمق جلوه می کند برایش ، زن باکره می خواهد ، مرد ِ نفقه بده می خواهد ، آماده است پشت روابطی که مشکوک است یک دل سیر پای منبر برود ، ذوق می کند با رجال سیاسی که نقادشان بود عکس بیندازد و از ارتباطش با آن ها چیزهایی بگوید ، آماده است تحلیل آبکی به ناف خودش و بقیه ببندد ، خوشش می آید فقط حرف بزند ! نمی فهمد که با این ادعاهای تمام نشدنی اش دارد ماتحت فلک را پاره می کند !
یکی نیست بگوید : خفه شو ...
فایده یی هم مگر دارد ؟ دور و برمان کم نیستند از این اعجوبه ها ! که همین جور که عقده پیدا کرده اند به مذهب بپرند ، آرزوی دموکراسی می کنند ، حسرت ِ روابط آزاد دارند و توی عقده هاشان اتهام می بندند به این و آن ، یاد گرفته اند حقوق بشر و حقوق زنان را توی بوق و کرنا کنند اما کم نیستند کسانی که حقوق شان به دست همین حامیان لگدمال شده ...

زر زرو/هایان عزیز ، لطفا کمی تمرین دموکراسی کنید اگر خواهانید ، آدم های متفاوت از شما حیوان نیستند ، زنان اسباب بازی شما نیستند ، روابط دیگران به شما ربطی ندارد ... تو هم در زندگیت ممکن است اشتباه کرده باشی ، روابط نابجا داشته باشی ، دیگران را آزرده باشی ... دولتی که بر پایه ی شما ساخته شود از این که هست بدتر است ... کمی هم خودتان را ... کمی هم خودتان را نگاه کنید ...
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 20:50 توسط مرجان
|