کمال گرایی ممنوع
به گمانم این روزها دارم باور می کنم که کمال گرایی را بهتر است از زندگی ام حذف کنم ... دارم از مرحله ی حرف به مرحله ی عمل پا می گذارم و تاتی تاتی کنان باورهای مزخرفی که دارم را زیرپا می گذارم ... لازم نیست من همیشه عالی و بی نقص باشم ، عیبی ندارد شکست بخورم ، من اشتباه می کنم ، من آدمم ...
این ها شاید به نظر غالب آدم ها عادی بیاید ، شاید کسی به جمله های سطور قبلی من بخندد یا فکر کردم دارم تکرار بدیهیات می کنم اما برای کسی که کمال گرا باشد ، از این ناحیه ضربه خورده باشد و رنج کشیده باشد این جملات ، جملات عادی نیستند ، او می داند که یک آدم کمال گرا چه طور دست خودش را می گیرد و می کشد زیر بار مسئولیت ها و هدف های غیرواقعی و ایده آل های تمام نشدنی و وحشت ها و استرس های بزرگ .. او می داند که تصمیم گرفتن برای یک کمال گرا چه طور سخت می شود ، فشار چه قدر زیاد است ...
من اما این روزها دارم با خودم مدام حرف می زنم ... هی به خودم یادآوری می کنم که بگذار ناقص باشی ، بهترین نباش ، نخواه که کامل باشی ... دارم خودم را راضی می کنم دست از فریب خودم بردارم ، توجیهات کاملا منطقی خودم برای خودم فریب است ... من می خواهم یک آدم معمولی بودن را بپذیرم ، یک آدم خطاکار بودن را بپذیرم ، سرزنش کردن خودم را متوقف کنم و خیلی چیزهای دیگر ...
من در تکاپوی کامل شدنم اما کامل نیستم و نخواهم شد ... انسانی هستم با نقص های بسیار که از رشد کردن لذت می برد، بال درمیاورد از هر قدم رو به جلو و آرامش می خواهد ... و می خواهد که : بپذیرد
این ها شاید به نظر غالب آدم ها عادی بیاید ، شاید کسی به جمله های سطور قبلی من بخندد یا فکر کردم دارم تکرار بدیهیات می کنم اما برای کسی که کمال گرا باشد ، از این ناحیه ضربه خورده باشد و رنج کشیده باشد این جملات ، جملات عادی نیستند ، او می داند که یک آدم کمال گرا چه طور دست خودش را می گیرد و می کشد زیر بار مسئولیت ها و هدف های غیرواقعی و ایده آل های تمام نشدنی و وحشت ها و استرس های بزرگ .. او می داند که تصمیم گرفتن برای یک کمال گرا چه طور سخت می شود ، فشار چه قدر زیاد است ...
من اما این روزها دارم با خودم مدام حرف می زنم ... هی به خودم یادآوری می کنم که بگذار ناقص باشی ، بهترین نباش ، نخواه که کامل باشی ... دارم خودم را راضی می کنم دست از فریب خودم بردارم ، توجیهات کاملا منطقی خودم برای خودم فریب است ... من می خواهم یک آدم معمولی بودن را بپذیرم ، یک آدم خطاکار بودن را بپذیرم ، سرزنش کردن خودم را متوقف کنم و خیلی چیزهای دیگر ...
من در تکاپوی کامل شدنم اما کامل نیستم و نخواهم شد ... انسانی هستم با نقص های بسیار که از رشد کردن لذت می برد، بال درمیاورد از هر قدم رو به جلو و آرامش می خواهد ... و می خواهد که : بپذیرد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 14:2 توسط مرجان
|