سال بهت ، سال شگفتی ، سال ناباوری تمام شد ... پیش رو سالی است که من به روزهاش امید بسته ام ... همه ی حرف هائی که می خواستم بگویم کس دیگری گفته است ... نقل می کنم :
" این روزها خیلی حال و حوصله ندارم که بخواهم فکر کنم چه باید کرد. خیلی خلاصه و مختصر میگویم:
به اهداف من کار نداشته باشید. شما ناامید نشوید. بهتر است صبحها کمی زودتر از خواب بیدار شوید و به خورشید کمجان بهار نگاه کنید که با ولع میتابد. بیخیالِ آنچه گذشت به فردایی فکر کنید که باید ساخت و روزهایی که باید رقم زد. کتاب بخوانید، درس بخوانید، نگذارید این ذهن بیچاره گوشهی تنتان خاک بخورد. همین که یاد بگیرید و همین که بفهمید همه چیز عوض میشود. حتی اگر خورشید کمجان باشد، حتی اگر نتابد، حتی اگر حالتان خوش نباشد، همین که میفهمید یعنی اینکه برندهاید. ما هم مبارزه میکنیم که برنده باشیم… "
داریوش مهرجویی