آپارتمان
بعضی فیلم ها را باید تنها دید ... تنهائی باید زل بزنی به آدم ها ، ژست ها و دیالوگ هاشان ... گاهی دست ببری و اشک هات را پاک کنی ... گاهی به خودت بیائی که چه طور چشم هات از ناباوری گشاد شده و گاهی یک تکه ی فیلم را هی بزنی عقب : هی ببینی : ببینی ...
اما فیلم "آپارتمان" یک فیلم کمدی سیاه و سفید است که من بسیار خوشحال شدم که با همراهی لیلا دیدمش ... از آن فیلم ها بود که باید بعد از یک روز خسته کننده ببینی ... مثلا یک بعداظهر پائیزی ، یک عالم چیپس ...باید برای دیدن این فیلم یک پوزشن ولو ! انتخاب کنی . مثلا دراز کش شدن بی قیدانه ، پا روی پا انداختن ... لابد هرکسی خودش بهتر بلد است ...

گاهی از دست آقای سی سی باکستر (جک لمون) کفری می شوی ... لجت می گیرد که نصف شب بلند می شود از خانه اش می زند بیرون و توی سرما سگ لرز می زند و سرما می خورد تا یکی از مدیرانش یک دختره شبیه مرلین مونرو را به آپارتمان او ببرد ... اما با این حال تو دوستش داری ... ساده گی اش را دوست می داری ... با این که برایش دردسرساز می شود و تو هی هوس می کنی دست ببری جلو و گوشش را بکشی محکم !
این که لجن توی روابط را با یک طنز حساب شده مخلوط ببینی نه گرفتار این می شوی و نه آن ! اما هم این را می بینی و آن ... این طوری هاست که نه دل ات غمگین می شود و نه توی طنزش می مانی ...