مارک ایوان : احساس می کنم که به اعتقاد شما رمان این قابلیت را دارد که به ما ادراک ویژه ئی از جهان را بدهد ، که به ما بینش هائی عطا کند که هیچ شکل دیگر جستجو قادر به دادن آن بینش ها نیست .

کوندرا : بله ، من معتقدم که رمان می تواند چیزی را بگوید که آن را به هیچ شیوه ی دیگری نمی توان گفت. اما دشوار است بگوئیم که این چیز خاص دقیقا چیست. شاید بتوان از راه برهان خلف آن را بیان کرد. مثلا می توان گفت که هدف رمان توصیف جامعه نیست ، زیرا مسلما برای این کار راه های بهتری هست. یا علت وجودی آن توصیف تاریخ نیست، زیرا آن را می توان از طریق تاریخ نگاری انجام داد. رمان نویسان نیامده اند تا استالینیسم را بکویند ، چون سولژ ینستین می تواند به اعلامیه های خود این کار را بکند. اما رمان تنها وسیله ئی است که با آن می تواند وجود انسانی را با تمام جنبه هایش تشریح کرد، نشان داد، تحلیل کرد ، پوست کند. من هیچ فعالیت روشنفکری دیگری را نمی شناسم که بتواند کار رمان را بکند.حتی فلسفه ی وجودی هم نمی تواند . زیرا رمان در ارتباط با همه ی نظام های فکری نوعی شکاکیت ذاتی دارد. هر رمان طبیعتا با این فرض آغاز می شودد که اساسا گنجاندن زندگی بشری در هر نظامی ناممکن است.
* برگرفته از مصاحبه ی یان ماک ایوان با میلان کوندرا ترجمه ی احمدمیر علائی
پی نوشت :
اینائی که کوندرا را نخوانده اند بدانند زندگی شان یک چیز بزرگ کم دارد : بعله ...