زنی دارد با حرص و شوریدگی ک . و . ن بچه اش را می شورد ... موهاش پخش و پلا روی صورتش ریخته ، دانه ی های عرق که روی پیشانی اش موهاش را چسبانده اند روی پیشانی اش ... ونگ ونگ بچه امانش را بریده ... چاه دستشوئی و حمام و آشپزخانه زده بالا ... بوی گند و کثافت خانه و تمام دنیا را برداشته و یک نفر پشت آن تلفن صاحاب مرده بی امان زنگ می زند ... زنگ می زند ...
توی آن لجن مالی که راه افتاده زن دارد از سردرد می میرد ، دارد از درد بدبختی می میرد ، از درد تهوع... می داند که یکی دو ساعت دیگر سر و کله ی یک مردکه ی خیکی پیدا می شود که بیاید در خانه و بابت بدهکاری شوهرش عربده کشی کند ، می داند همسایه شان راپورت شان را داده به صاحبخانه ، می داند که آه در بساط ندارند ، خواهرش طلاق گرفته و به خانه ی پدری امیدی نیست ، باد لباس هاشان را صبح برده ... شیر آب گرم ظرفشوئی خراب است ، شوهرش بی وجدان تر از همیشه زنده است و بدتر از همه هیچ کس را ندارد ... هیچ کس را !
تازه زن خبر ندارد که غذاش سوخته ، مردکه ی خیکی خیال دارد زودتر بیاید امروز و دوستش همین الان دارد همین طور که اشک می ریزد جل و پلاسش را جمع می کند تا از این شهر وامانده برود ... خبر ندارد که هفته ی دیگر بچه اش که حالا این طور نعره می زند می افتد روی دستش و به همین سادگی می میرد ، خبر ندارد ماه بعدش قرار است پایش بشکند ، نمی داند که امشب با شوهره دعوا می کند و دندانش درد می گیرد ... حتی نمی داند که وقتی قابلمه را ببیند گریه اش می گیرد ...
با این حال وقتی دارد پر و پای بچه را خشک می کند یک باره بچه آرام می گیرد ... بی صدا نگاهش می کند و صدای قطره های باران از پشت پنجره را می شنود ... می دود لب پنجره و دست هاش را می گیرد بیرون ... بچه دارد دست و پا تکان می دهد و خدا متفکرانه نگاهشان می کند زیرچشمی ! انگار که از این همه درد زن شرمش شده ...
****

****
نه ! داستان نبود ... فقط خواستم حالتم را توصیف کنم . من آن زن نیستم ولی زنی هستم که توی دغدغه ها و بگیر و ببندهای زندگی اش عرق نشسته بر پیشانی اش ، نمی داند چه می شود و چه ها که منتظرش نیست ... اما به دیدن زیبائی ها ... به دیدن این پائیز ... خیال می کند زندگی برای همه خوشبختی که خیرات نمی کند ! خیال می کند سهم من شاید همین ... پائیز باشد ... فقط همین شاید !
پی نوشت :
عنوان نوشته برگرفته از شعری از هیوا مسیح است که این جا می توانید بخوانیدش.













