تبليغاتX
یادداشت های یک مرجان
یکشنبه پانزدهم دی 1387

تراک Fragments of Sky  از حسین علیزاده را که گوش می کنم حس غریبی دارم ! حس کسی که مرده و هنوز خدا فرصت نکرده بازخواستش کند ... کسی که در خنکای یک گور دورافتاده آرمیده و آرام آرام پلک می زند ! ... به روزهای رفته اش فکر نمی کند، به نامه عملش فکر نمی کند، حتی دلش برای دنیائی که سال ها در آن زیسته هم تنگ نمی شود ... مهم نیست تا همین دیروز گریه کرده، خندیده و یا چه طور پافشرده تا خدا چیزی به او ببخشد : هیچ چیز مهم نیست ... هیچ چیز ! جز خنکای گوری که دربرش گرفته ...

                

این طوری شد که برای اولین بار بی هراس تنهائی عمیقی که در این دنیا حس می کنم به تل خاکی که زیر آن خواهم خوابید فکر کردم ... و اشک هایم نه از سر اندوه از سر آن چه ناید بر زبان و از من سر می رود از چشم هایم سُره کردند .


لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:52  توسط مرجان  |