هابیل ...
۲۵ روز پیش مهرنوش ...

امروز کسان دیگر
و لابد فردائی از همین روزها من
مردن به همین آسانی ست
اما ...
زیستن با خاطره ها آسان نیست ...
هابیل ...
۲۵ روز پیش مهرنوش ...

امروز کسان دیگر
و لابد فردائی از همین روزها من
مردن به همین آسانی ست
اما ...
زیستن با خاطره ها آسان نیست ...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:56  توسط مرجان
|
ولی از زندگی دوباره می ترسم
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبان می ترسم
عشق را دوست دارم
ولی از زن می ترسم
کودکان را دوست دارم
ولی از آینه می ترسم
سلام را دوست دارم
ولی از زبانم می ترسم
من می ترسم پس هستم
و این چنین می گذرد روزگار من ...
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 12:11  توسط مرجان
|
دلم هوس های عجیبی می کنه ! هوس کرده ام خرید کنم !!! هوس کرده ام یه دونه چادر نماز آبی کمرنگ بخرم . مثه رنگ چادر نرگس . یه دونه جانماز آبی ... هوس کرده ام روی چادرم گل های ریز صورتی باشه . هوس کرده ام صورتی اش خیلی توی ذوق هم نزنه ! هوس کرده ام که یه پیرهن بلند سفید بی آستین بخرم ... هوس کرده ام یقه اش گرد باشه ! هوس کرده ام یه مشت نقل بخرم . هوس کرده ام 20 تا بالش سفید سفید بخرم و مابینشون بخوابم ... هوس کرده ام یه مجسمه ی بودا بخرم ! هوس کرده ام ساعت ها زل بزنم به گوش هاش و به لب های خودم !!! هوس کرده ام یک رژ بخرم . رنگش مهم نیس !!! صورتی ، کبود یا قرمز ! هوس کرده ام یک عطر بخرم . عطری که بوی روزهای خوب بده . مثه آهنگ گوشی زهرا که باعث می شه باور کنم روزای خوب : هستن ... می تونن باشن . حتی اگه برای من نباشن اما : هستن که هستن که ...هوس کرده ام یه کلاه پسرونه ی مشکی بخرم ! هوس کرده ام زیر نقابش ساعت ها سایه وار راه برم ... من هوس کرده ام که ...می بینی ؟ هوس ها زیادن ... من اما هیچ کدومش رو انجام نمی دم ! فقط سرمو می اندازم پائین و می رم توی فرهنگسرا تا جمله های جدید بخرم و بخونم . من فقط منتظر می مونم !!! من فقط انگار بلدم صبر کنم و آخر هر شب نفس عمیق بکشم : امروز هم گذشت ... فردا هم ... و من هم چنان صبر می کنم
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 23:19  توسط مرجان
|