تاریخ امروز رو که می خونم متوجه می شم امروز روز تولد عمر خیام نیشابوری و برتراند راسل و دکتر هوشی مینه . هم چنین امروز روزیه که عملیات ثبت اسناد آغاز شد ، دکتر مصدق با تمدید اختیارات وزیر دادگستری مخالفت کرد و ... مابین همشون برام یکی اش خیلی جالب بود : یه زن خلبان نیروی هوائی آمریکا با یه جت جنگنده با سرعت 652 مایل و سه دهم مایل ( 1050 کیلومتر) با 43 سال سن ، دیوار صوت رو شکست .
به عکسش که نگاه کردم یه زن بودن مثه همه ی زن های دیگه با این تفاوت که توی صورتش اعتماد به نفس خاصی هست اون قدر که از توی عکس هم بشه حسش کرد . چقدر دلم می خواست توی مملکتی که پر از این ژاکلین هاس که اگر بگذارن می تونن دیوارهای زیادی رو بشکنن باید بجای پریدن از روی دیوار باید به هزار و یک علت زیر سوال برن و خیلی محترمانه بنشانندشون سر جاشون !
این روزها هر بار که می بینم زنی رو نگه داشتن و دارن زیر سوالش می برن خورد می شم ! چقدر این منظره می تونه دل آدم رو بسوزنه ... انگار که زن های ایرانی ملعبه ی دست حاکم وقت باید باشند . یک زمانی چادر از سرشون بکشن و یه زمانی بخوان بزور چادر به سرشون بکشن : چادر ملی !!!... انگار که همیشه ی خدا باید شعور زن ایرانی زیر سوال بره ! زن هامون دارن هر روز برده گی رو بیشتر و بیشتر یاد می گیرن ! برده ی تبلیغات می شن و مد مانتوی چین دار و کوتاه و تنگ و بلند و یقه ی فلان و روسری 70 سانتی و شلوار 90 سانتی و کیف قرمز و صندل نوک تیز و گرد و هزارتای دیگه ! برده ی خانواده می شن و به سلیقه ی خانواده چادر به سر می کنن و بجای مانتو کت می کنن ، حالا هم که باید برده ی فکر و قدرت بزرگی بنام دولت باشن !
دلم برای مملکتی که توی حاشیه ها مونده می سوزه ... برای مردمی که در پی سی دی های زهره ان و بحثشون سر طرح جدید مبارزه با فساده و حاشیه ی فوتبال رو بیشتر از خودش دوست دارن . مدام توی فراز و نشیب زندگی هم سر می کشن ...
دلم برای اسلامی که چپه شده و چپه اش چپ تر شده و بزور بخورد مردم می ره می سوزه ! اسلامی که با زور زن رو محجبه می کنه ، آستین های کوتاه مرد رو بزور بلند می کنه ، خنده ی زن رو حروم می کنه ، تعدد زوج مرد رو جایز می کنه ، اسلامی که زن رو حسود می کنه ، مرد رو غیرتمند !!! اسلامی که زیر خط فقر رو هر روز بیشتر و بیشتر می چشه ، اسلامی که همه ی مسلمونی اش به 4 رکعت نماز و مسجد و روزه اس و عوضش به تو میدون می ده تا نفس داری دروغ بگی ، روز شونه های دیگرون پا بذاری که خودت رو بکشی بالا ، کلاه بقیه ی مسلمین رو برداری و کیف کنی ... نه ... ما مردم مومنی نیستیم ! ما فقط مسلمینی هستیم که توی آداب شرعی گیر کردیم . توی این که موهای زن هامون که پوشیده باشه و چادر ملی سرش باشه و یک مدرک دانشگاهی سر جهازی روی جهاز فلان و بیصارش داشته باشه مملکتمون فساد نداره ، فحشا نداره ، می شیم مدینه ی فاضله و 5 سال حکومت علی رو علی وارتر ادامه می دیم !!!
خالی از ایمانی که توی قلب ها باشه ، با خدائی که توی وردها خوابیده و بس ! ما مسلمینی هستیم که ایمان توی قلبشون فرو نرفته و مومن نیستیم ...
تنها کاری که می تونم بکنم اینه که خودم رو بسازم و رسالت پیامبری ام رو بشناسم . رسالتی که هر آدمی به ارث برده ! یکی رسالتش اندازه ی یه ملت عرب می شه ، یکی رسالتش مردم هموطنش و یکی رسالتش می شه گرفتن دست یکی از همه ی آدم ها !
از اون بالا قد بلند و کوتاه و کچل و فر و سرمایه داری و کمونیست و جمهوری اسلامی و زن و مرد و ... ها به چشم نمی آد ! از اون بالا فقط عشق پیداس و هر چی که آّبی صداقت بخودش گرفته باشه ...
