دنیا به دو دسته تقسیم می شود :
دسته ی اول : دزدها، اراذل، اوباش، همجنس بازها، فاحشه ها، خام ها، منحرفین از اهداف، خائنین، صهیونیست ها ، آمریکائی ها، اروپائی ها، نجس ها، سُنی ها، غیرمسلمان ها، دیکتاتورها، دست نشانده ها، دروغگویان ، خوارج، غرب زده ها و ... هائی که حالا حالاها جا هست دسته شان هی بزرگ شود : هی بزرگ شود ...
دسته ی دوم یک دسته ی شسته رفته است که هرکس را به آن راه ندهند . دسته ی دوم جای یک سری ایرانی مخلص شیعه است که والضالین شان را به اندازه کش می دهند، دُزدگیرند ! پرهیزکارند، از قدرت تهوع می گیرند، سخت پاکدامن اند و خدا جانب شان را طور دیگری دارد : طور دیگری ...

من از دسته ی اولم ! من جزو دسته ی اولی ها هستم و این بغضی که ته گلویم هر روز بیشتر و بیشتر شبیه کینه می شود مال این نیست که جزو دسته ی اول ام . مال این است که نمی فهمم چرا در طول تاریخ، چرا با وجود کسی با نام "خدا" همیشه ی خدا دسته ی دوم همه کاره است ؟ چه گونه است که می راند ؟ جلو می بردمان ؟ و ما دسته ی اولی ها باید همیشه تو سری خور دسته ی دوم باشیم و گاهاً در برهه های کوتاهی از زمان جایمان عوض شود ...
یعنی می شود تمام شود ؟ یعنی می شود این دسته بندی ها تمام شود ؟ می شود روزی بیاید که این بازی ها برای همیشه تمام شود و این چرخه ی لعنتی تمام شود : تمام .


